نشست فعالان زن با پزشکیان/ یک سر و گردن بالاتر از جلسات دیگر
هر چند پوشش رسمی زنان حاضر نشان میداد دستکم از حیث ظاهر همۀ دختران و زنان ایران را نمایندگی نمیکنند اما آنچه بر زبان آنان جاری شد با خواستها و مطالبات اکثریت مردم و زنان و دختران تحصیل کردۀ امروز نزدیک بود و از این حیث کاملا محسوس بود که در دولت مسعود پزشکیان چه اتفاقی افتاده است؛ حداقل در نگاه.

عصر ایران؛ مهرداد خدیر- شبکۀ خبر تلویزیون جمعه شب، گزارش تصویری نشست روز چهارشنبه فعالان زن با رییس جمهور پزشکیان را پخش کرد.
هر چند پوشش رسمی زنان حاضر نشان میداد دست کم از حیث ظاهر همۀ دختران و زنان ایران را نمایندگی نمیکنند (چون کافی است با آنچه در بیرون و خیابان میبینیم مقایسه شود) اما آنچه بر زبان آنان جاری شد با خواستها و مطالبات اکثریت مردم و زنان و دختران تحصیلکردۀ امروز نزدیک بود و از این حیث کاملا محسوس بود که در دولت مسعود پزشکیان چه اتفاقی افتاده و داستان تنها این نیست که خانم انسیه خزعلی معاون امور زنان و خانواده در دولت ابراهیم رییسی جای خود را به زهرا بهروز آذر در دولت مسعود پزشکیان داده چرا که نگاه تغییر کرده است و مهمترین تغییر از همین کلمۀ “زن” هویداست.
چراکه اصول گرایان و اقتدارگرایان ترجیح میدهند به جای زن بگویند خانواده و در عمق باور خود هویت مستقل و اجتماعی برای زن قایل نیستند و زن را در نسبت همسری و مادری تعریف می کنند تا زن بماهو زن.
به خاطر همین در دولت محمود احمدینژاد عنوان معاونت زنان ریاست جمهوری را که در دولت خاتمی ایجاد شده بود به معاونت خانواده تغییر دادند!
با روی کار آمدن حسن روحانی کلمۀ زنان بازگشت ولی اگر میخواستند “خانواده” را حذف کنند متهم میشدند که با خانواده مشکل دارند و خانم ابتکار این کار را نکرد و همین عنوان “زنان و خانواده” باقی ماند. نشست اخیر اما دربارۀ زنان بود و همان تفاوت را یادآوری کرد. چون خانواده مرکب از مرد و زن و فرزند است و مساوی با زن نیست ولو ستون و محور آن باشد.
دربارۀ این نشست و فضای متفاوت آن بر نکاتی می توان درنگ داشت:
1. جدای پوشش غالب چادر و طبعا حجاب رسمی که الزاما هم پیام ایدیولوژیک ندارد فضای نشست ایدیولوژیک و پر از شعارهای تکراری در نماز جمعه و صدا و سیما نبود. چهرهها شاد بود و رییس جمهور پزشکیان در بیشتر مدت برنامه لبخند بر چهره داشت و مشخص بود عمیقا از این جلسه خشنود است. آنجا که لبخند کم رنگ میشد نیز به خاطر وضعیت اقتصادی و اجتماعی و از سر تأسف بود مانند وقتی که خانم فاطمه هاشمی از مشکلات بنیاد بیماریهای خاص در تأمین داروی بیماران صعبالعلاج و وضعیت صندوق آن خبر داد.

پزشک بودن پزشکیان این عادت را در او نهادینه کرده تا به سخنان گوینده خوب گوش بسپارد و به دنبال درمان باشد. این نگاه به انسانها تفاوت دارد با مدعیانی که مردمان را در گمراهی و ضلالت میبینند و برای خود رسالت و پیامبری و وظیفۀ هدایت قایل اند. تأکید مکرر او بر وظیفۀ خدمت رسانی و شکوفاسازی خلاقیتها بود نه هدایت و راهنمایی دیگران.
2. زهرا بهروزآذر معاون امور زنان عنوان هوشمندانهای برگزیده بود چون وقتی بحث فعالان زنان میشود غیبت دختران نسل زد و دهه هشتادی به بعد که جور دیگری به دنیا مینگرند تا اندازهای قابل توجیه است. ضمن این که آنان ذیل “دختران” قابل توصیفاند و این معاونت دربارۀ “زنان” است. با این همه همین دختران زنان فردا هستند و وقتی عنوان برنامه “زنان امروز، ایران فردا” ست نمیتوان از این واقعیت غفلت کرد که دختران امروز، زنان فردایند. هر چند بر سر این که دختران چگونه به زنان تبدیل میشوند و این اتفاق با ازدواج و تشکیل خانواده رخ می دهد یا شرط سنی دارد نظر واحدی وجود ندارد. به هر رو نشست زنان، نیاز به شنیدن صدای دختران را نفی نمی کند. هر چند ادارۀ چنان نشستی اگر قرار باشد واقعا دختران امروز ایران را نمایندگی کنند و از پیش چینش نشده باشند جسارت زیادی میخواهد و شاید حواشی آن بر متن بچربد.

3. موفقترین معاون زن در دولتهای گذشته بیتردید شهیندخت مولاوردی بوده ولی جای او خالی بود. یا بوده و سخن نگفت یا این نویسنده ندید. به هر رو یادکرد او ضروری است که با جریانات تندرو درافتاد و در چارچوب امکانات شرعی راهی گشود یا کوشش خود را به کار بست ولو با موانعی رو به رو شد.
4. شکل سخن گفتن خانمها و تسلط همگیشان بر بیان زبان فارسی و استدلال و قوت کلامشان بسیار دلچسب بود. کافی است با مردان صاحبمنصب مقایسه شود که غالبا از عهده سخن گفتن درست و حسابی برنمیآیند. همه یاد گرفتهاند جملۀ معیوب “عرض سلام و ادب و احترام دارم” را در آغاز سخن بیاورند در حالی که عرض داشتنی نیست و میتوان سلام کرد و درود فرستاد و ادای احترام داشت و ادب به جا آورد و ربطی به عرض و طول ندارد! این ادبیات مغشوش هم دستاورد صدا و سیماست که به خاطر ترجیح شرط وفاداری ایدیولوژیک بر تخصص و تسلط زبانی مردم را از شنیدن شکل درست سخن گفتن محروم کرده است.

5. هیچ یک از حاضران هیچ اشاره و انتقادی دربارۀ نوع پوشش زنان نداشت و اساسا فعالان اجتماعی زن طرح این قضیه را اهانت به خود میدانند. چه، هر شخصی بر اساس باورها یا سلیقه یا الزام و اقتضای یک محیط، پوششی دارد و دوست ندارد بر اساس آن قضاوت شود. این نکته از این حیث اهمیت داشت که علی مطهری نمایندۀ پیشین مجلس با دغدغۀ پایانناپذیر حجاب زنان در نامۀ سرگشودۀ اخیر خود به رییس جمهوری ادعاها و مطالبات و انتقادات خود را به خواست اکثریت زنان اعم از باحجاب و بیحجاب مستند کرده بود. اگرچه ظاهرا آقای رییس جمهور به نامۀ او اعتنا نکرده ولی جای این سؤال هست که نه تنها زنانی که ما در خیابان و بیرون میبینیم شباهتی به خواستهای تحمیلگرانۀ او ندارند بلکه خانمهای محجبۀ حاضر در نشست با رییس جمهوری هم هیچیک اشارهای نداشتند. با این وصف او از جانب چه کسانی سخن میگوید؟ در حالی که دیگر نماینده مجلس هم نیست و در انتخابات سرد و غیر رقابتی اسفند 1402 که به رغم رد دیگران تأیید شداکثر مردم شرکت نکردند و از آن اقلیت هم باز قلیلی به او رأی دادند و انتخاب نشد. به آقای علی مطهری توصیه میکنم اگر این برنامه را ندیده از تلوبیون تماشا کند. ( جمعه 30 مرداد 1405/ شبکه خبر/ ساعت 22:30). شاید سوژه دیگری پیدا کند و زنان را به حال خود واگذارد و این بارِ پیامبری را بر زمین نهد!

6. هر چند در نگاه نخست این تصور ایجاد میشد که بافتار نشست غیر سیاسی چیده شده و غالبا به موضوعات اجتماعی و نیکوکارانه و آموزشی و نهایتا قوانین ناعادلانه اشاره خواهند کرد و از زنان سیاسی و سیاست خبری نخواهد بود اما سخنان آذر منصوری نشان داد چنین نیست. رییس جبهۀ اصلاحات هر آنچه را باید بگوید بر زبان آورد و با دفاع محکم از تفاهمنامه رییس جمهوری را به اکثریت مردم توجه داد نه آن که تصور کند خواست تندروها همان مطالبه اکثر مردم است.
تیتر امروز کیهان نشان میدهد تأکید بر تفاهمنامه تا چه حد مهم است چون روشن است که همان کاری را که با برجام کردند می خواهند بر سر تفاهمنامه بیاورند. در حالی که مصوبۀ شورای عالی امنیت ملی است و نه نطر دولت یا شخص رییس جمهوری و آن قدر در مخالفت با تفاهمنامه جدی شده اند که بیم آن میرود دستهایی در کار باشند تا آن را از حیز انتفاع و و قابلیت اجرا بیندازند و یادداشت امروز آقای مرعشی دبیر کل حزب کارگزاران سازندگی در روزنامۀ سازندگی هم اشارات صریحی دارد که نقل آن بر این یادداشت سایه میاندازد. (این که نکند تعمدی در برخی تقابلها و به قصد برهم زدن تفاهمنامه درکار باشد).
7. حضور خانم دکتر شیرین احمدنیا اولین رییس زن انجمن جامعه شناسی ایران هم مغتنم بود هر چند می توانست فهرست وار نکات متعددی را یادآور شود ولی به نظر می رسد این فرصت را هدر داد و کافی بود بیانیه انجمن متبوع با تأکید بر چند محور را بخواند ولی چنین نکرد.

8. عادت کردهایم در نشستهای رسمی حرفهای بزرگ بر زبان آوریم و از این حیث آفرین بر آن خانم که از شهرستان دماوند آمده بود و از باغات و آلوچه و لواشک گفت و این که تولید دارند و زنان دستدرکار تولید هستند ولی بازار ندارند و وقتی نمایشگاه برگزار میکنند توجه ندارند که زمان آن نباید آخر ماه باشد که جیب مردم خالی شده و خود مقامات استان و شهرستان هم دست در جیب نمیکنند و نمیخرند!
او بر جای درستی انگشت گذاشت که همانا دغدغههای انتزاعی کار به دستان است و این که بودجه را صرف همایش و نمایش می کنند ولی حاضر به حمایت مشخص نیستند. این که فرماندار و استاندار و رییس فلان اداره ببیند حاکم مطلق منطقه نیست و صدای اعتراض به رفتار و نوع مدیریت او به گوش رییس جمهوری میرسد و در رسانه رسمی انعکاس مییابد شاید آنها را به خود آورد چون برای چسبندگان میز و منصب که هنری جز عرض ادب و سلام و اخترام به این و آن و تکرار شعار و وعده ندارند هیچ خطری تهدید کننده تر از شکوه به مقام بالاتر و احتمال برکناری و از دست دادن دخل و درآمد نیست!
9. خانمی هم از بررسی وقایع 18 و 19 دی گفت و این که در هر جامعه سوپاپ هایی تعبیه می شود تا از انفجار جلوگیری شود و به درستی به نقش هنر اشاره کرد. به صراحت گفت وقتی همه منافذ را ببندید منفجر می شود (و شگفتا که مجلسیان امروز هم دست در کار بستن همین سوپاپها هستند.) جا دارد خانم بهروز آذر این گزارش را در اختیار رییس جمهوری قرار دهد تا از فکتهای آن در سخنان بعدی خود استفاده کند. چرا که تکرار آموزههای نهجالبلاغه و نه خود مضامین درخشان آنها جذابیت اولیه را برای شنونده ندارد و تا پشت میکروفون میرود همه منتظرند دست خود را بالا بیاورد و بگوید: حضرت امیر در نهج البلاغه به مالک میگوید: ای مالک!….

نقل زیبایی است اما کافی نیست و سخنان خود را باید به جملات دیگر هم مستند کند و میتواند از همین گزارشها بهره جوید.
10. سرانجام این که سخنان خود رییس جمهوری در پایان هم خوب بود. همین که نه ابتدا بلکه در پایان سخن گفت و هر چند عادت اشاره شده در بند 9 هم تکرار شد ولی تأکید بر علم و خلاقیت و توانمندی همچنین زیبایی و شکوفایی مفاهیم انسانی و فراایدیولوژیک بودند. مانند روحانیون بر منبر نرفت تا زنان را مثل جنس دوم نصیحت کند. با احترام کامل گوش سپرد و لذت برد و تأکید کرد باور او تنها تعبدی نیست و آنچه از خدا و پیامبران و امامان یاد گرفته امکان شکوفایی و خلاقیت و حرکت به سوی بی نهایت است.
از او جز این هم انتظار نیست: چرا که اگرچه از همراهی همسر محروم است ولی دختری دارد که عاشقانه او را دوست میدارد و همیشه در کنار اوست و کافی است دختران سرزمین را به چشم او ببیند و از دیدن زنان دیگر به یاد همسر فقید خود بیفتد تا به جای خط و نشان کشیدن مهربان باشد.
همچنین پزشک است و دنبال درمان درد نه هدایت و خود پیامبر پنداری و البته وزیر محمد خاتمی بوده و نمیتواند با ادبیات احمد خاتمی سخن بگوید.



نظرات (0)
در حال بارگذاری نظرات...