«کوبندهترین عملیات اقتصادی»؛ تشدید فشار یا پایانبازی؟
اعلامیه روز چهارشنبه دونالد ترامپ را بهسختی میتوان یک اقدام تاکتیکی صرف در روند مذاکرات دانست. لحن و محتوای این بیانیه – که در آن از «کوبندهترین عملیات اقتصادی» و «جنگی اقتصادی و انزوایی در مقیاسی بیسابقه» سخن گفته شده – نشان از تغییر فاز راهبردی در رویکرد واشنگتن به پرونده ایران دارد. پرسش کلیدی این است: این اعلامیه چه معنایی در بستر تحولات میدانی و دیپلماتیک شش ماه اخیر دارد و پیامدهای آن برای منطقه و نظم بینالمللی چه خواهد بود؟

یک: بستر شکلگیری؛ از یادداشت تفاهم تا بنبست مذاکرات
برای درک ابعاد این اقدام، باید به روند مذاکرات پایان جنگ بازگشت. ۱۷ ژوئن ۲۰۲۶، آمریکا و ایران یک یادداشت تفاهم ۱۴ مادهای امضا کردند که قرار بود مسیر پایان جنگ، لغو محاصره دریایی و ازسرگیری تردد در تنگه هرمز را هموار کند. اما این توافق، بهدلیل اختلافات بنیادین بر سر آینده تنگه هرمز – که حدود ۲۰ درصد از نفت جهان از آن عبور میکند – خیلی زود از هم پاشید.
ترامپ در طول این مدت بارها ادعا کرده بود که مذاکرات در حال پیشرفت است و تهران برای توافق «التماس» میکند، اما رهبران ایران همواره این ادعاها را رد کرده و رویکردی حداکثری در پیش گرفتهاند. این شکاف روایی، نشان از عمق بیاعتمادی دو طرف دارد؛ بیاعتمادیای که حالا با اعلام جنگ اقتصادی تمامعیار، به سطح جدیدی از تقابل راهیافته است.
دو: ابعاد و دامنه تهدید؛ فراتر از تحریمهای سنتی
آنچه این اعلامیه را از موجهای پیشین تحریم متمایز میکند، دامنه شمول آن است. ترامپ صرفاً از تحریم ایران سخن نمیگوید، بلکه به صراحت کشورهای ثالثی را که با ایران همکاری اقتصادی دارند، تهدید به «عواقب اقتصادی عظیم» میکند. مصادیق ذکر شده – از قاچاق نفت و انتقال پول گرفته تا صرافیها، ثبت کشتیها و شرکتهای صوری – نشان از رویکردی همهجانبه برای قطع هرگونه کانال مالی و تجاری ایران با جهان دارد.
در این چارچوب، سخنان پیشین اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، که از اقدامات «بیسابقه» در تاریخ تحریم اقتصادی سخن گفته بود، و نیز اشاره به محاصره کامل بنادر ایران تصویر روشنی از یک راهبرد «خفهسازی اقتصادی» کامل را ترسیم میکند. این سطح از فشار، فراتر از ابزارهای مرسوم تحریم و در مرزهای «جنگ اقتصادی» به معنای کلاسیک آن تعریف میشود.
سه: محاسبات راهبردی ترامپ؛ فشار حداکثری ۲.۰
تداوم جنگ نزدیک به شش ماهه با ایران، در حالی که هیچ راهکار دیپلماتیک یا نظامی روشنی برای خروج از آن وجود ندارد، ترامپ را در موقعیت شکنندهای قرار داده است. با نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای نوامبر، فشارهای داخلی برای ارائه دستاوردی ملموس از این جنگ افزایش یافته است.
در این زمینه، اعلام جنگ اقتصادی را باید در ادامه همان راهبرد «فشار حداکثری» دوران اول ترامپ دید، اما با یک تفاوت اساسی: این بار ابزار نظامی (جنگ مستقیم و محاصره دریایی) نیز در کنار فشار اقتصادی به کار گرفته شده است. ترکیب این دو، نشان از عزم واشنگتن برای وادار کردن تهران به پذیرش توافقی دارد که پیشتر از آن سرباز زده بود.
در عین حال، تهدید به بمباران عمان در صورت «ممانعت از مذاکرات» نشان از عصبی بودن کاخ سفید و آمادگی برای گسترش دامنه درگیری به فراتر از مرزهای ایران دارد – اقدامی که میتواند کل معادلات منطقهای را بر هم بزند.
چهار: پیامدهای منطقهای و بینالمللی
تهدید کشورهای ثالث، بزرگترین متحدان اقتصادی ایران – از جمله چین – را هدف گرفته است. این رویکرد میتواند به یکی از دو نتیجه منجر شود: یا کشورهای مذکور در برابر فشار آمریکا عقبنشینی کرده و همکاری با ایران را کاهش دهند، یا اینکه با تشکیل شبکههای موازی مالی و تجاری، راههای فرار از تحریم را گسترش دهند. تجربه تاریخی تحریمهای ایران نشان میدهد که گزینه دوم کاملاً محتمل است.
از سوی دیگر، تأکید ترامپ بر مسئله هستهای – «ایران نمیتواند سلاح هستهای داشته باشد» – نشان از آن دارد که کاخ سفید همچنان هستهای شدن ایران را «خط قرمز» نهایی خود میداند. این یعنی حتی در صورت موفقیت فشار اقتصادی، هدف نهایی واشنگتن نه صرفاً تغییر رفتار، بلکه تغییر بنیادین در معادلات قدرت منطقهای ایران است.
جمعبندی
اعلام «کوبندهترین عملیات اقتصادی» علیه ایران را باید نقطه عطفی در تقابل واشنگتن و تهران دانست. این اقدام، با تهدید کشورهای ثالث و ترکیب فشار نظامی و اقتصادی، نشان از آن دارد که آمریکا راهبرد «صبر راهبردی» را کنار گذاشته و وارد فاز «تغییر معادله» شده است. با این حال، تجربه تاریخی نشان داده که فشار حداکثری، بهتنهایی و بدون ارائه چشماندازی روشن برای توافق، نهتنها ایران را به زانو درنمیآورد، بلکه میتواند به عاملی برای رادیکالتر شدن رفتار تهران و بیثباتی بیشتر در منطقه تبدیل شود.
پرسش این است که آیا این جنگ اقتصادی تازه، مقدمهای برای بازگشت به میز مذاکره با امتیازات جدید است یا آغازگر فازی از تقابل تمامعیار که پای بازیگران جدیدی را نیز به درگیری خواهد کشید؟ پاسخ به این پرسش، در روزها و هفتههای آینده، با اعلام جزئیات عملیات اقتصادی جدید و واکنش ایران و متحدانش، روشنتر خواهد شد.



نظرات (0)
در حال بارگذاری نظرات...