چرا پرسش درباره هزینههای جنگ، خیانت نیست؟ واکاوی حقانیت صدای مردم در امنیت ملی
به گزارش رسا نشر و به نقل از روزنامه سازندگی، جواد امام، دبیرکل مجمع ایثارگران انقلاب اسلامی در یادداشتی با تأکید بر لزوم پرهیز از دوگانهسازیهای کاذب، معتقد است که پرسشگری درباره چشمانداز جنگ و صلح، عین مسئولیتپذیری در برابر سرنوشت کشور است.

دفاع از ایران با صدای مردم معنا پیدا میکند
ایران در یکی از حساسترین مقاطع تاریخ معاصر خود قرار دارد؛ مقطعی که بیش از هر زمان دیگری به گفتوگوی ملی، عقلانیت سیاسی، اعتماد عمومی و پرهیز از دوقطبیسازیهای کاذب نیازمند است. در چنین شرایطی، تبدیل هر سخن درباره مذاکره یا مراجعه به نظر مردم به اتهام «تسلیم» و «خیانت»، نه تنها کمکی به منافع ملی نمیکند، بلکه شکافهای اجتماعی را عمیقتر و سرمایه اجتماعی کشور را فرسودهتر خواهد کرد.
متأسفانه در روزهای اخیر شاهد آن بودیم که سخنان برخی چهرههای سیاسی درباره ضرورت بازنگری در راهبردهای جنگ و صلح، بهجای مواجهه با استدلال و نقد سیاسی، در معرض برچسبگذاریهای امنیتی قرار گرفت. واقعیت اما روشنتر از آن است که با اینگونه برچسبها تغییر کند؛ دفاع از میهن الزماً به معنای تداوم نامحدود درگیری نیست؛ همانگونه که مذاکره برای صلح، هرگز مترادف با تسلیم نبوده است.
دفاع برای حفظ ایران است، نه تبدیل جنگ به هدف
دفاع از میهن برای حفظ جان مردم، امنیت، استقلال و تمامیت ارضی کشور است. بنابراین نمیتوان «دفاع» را به وضعیتی بیپایان تبدیل کرد و هرگونه پرسش درباره هزینهها، پیامدها و چشمانداز پایان درگیری را عقبنشینی خواند. پرسش از اینکه «جنگ تا کجا و با چه هزینهای ادامه یابد»، نفی دفاع نیست؛ بلکه نشاندهنده مسئولیتپذیری در برابر آینده ایران است. قدرت ملی صرفاً در توانایی نظامی خلاصه نمیشود، بلکه توانایی دیپلماسی و کاهش هزینههای درگیری نیز اجزای جداییناپذیر قدرت ملی هستند.

مردم، تماشاگر سرنوشت کشور نیستند
دفاع ملی را نمیتوان از حقوق ملت جدا دانست. مردمی که هزینههای جنگ را با جان، معیشت و آینده خود میپردازند، حق دارند درباره تصمیمهای سرنوشتساز پرسشگری کنند. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، بهویژه در اصول ششم، پنجاهوششم و پنجاهونهم، ظرفیتهای بینظیری برای مشارکت مردم و مراجعه به آرای عمومی پیشبینی کرده است. لذا سخن گفتن از رأی مردم، نه تنها خروج از چارچوب قانون نیست، بلکه بهترین مسیر برای عبور از تنگناهای حکمرانی و افزایش تابآوری ملی است.
اعتماد عمومی؛ رکن اصلی امنیت ملی
یکی از خطاهای راهبردی در ادبیات سیاسی کنونی، قرار دادن «حقوق ملت» در برابر «امنیت ملی» است. در حالی که امنیت پایدار بدون اعتماد عمومی شکل نمیگیرد. جامعهای که مردم آن احساس کنند در تصمیمگیریهای کلان کشور سهم دارند، در برابر بحرانها تابآوری بیشتری خواهد داشت. اعتماد عمومی یک امر تزئینی نیست؛ بلکه مؤلفهای استراتژیک از قدرت ملی است که با دستور یا حذف منتقدان ساخته نمیشود، بلکه محصول قانونمداری، پاسخگویی و شنیدن صدای مردم است.
صلح شرافتمندانه؛ راهبرد عزتمدار
در نهایت باید تأکید کرد که اتهامزنی جایگزین استدلال نمیشود. اختلافنظر با یک تحلیل سیاسی، حق هر جریان و فردی است، اما نسبت دادن دیدگاههای مخالف به جریانهای بیگانه بدون ارائه سند، نقد سیاسی محسوب نمیشود. در شرایط بحرانی کنونی، کشور بیش از هر زمان دیگری به همبستگی ملی نیاز دارد و این همبستگی جز از طریق گفتوگو، احترام به حقوق ملت و بازگشت به روح قانون اساسی حاصل نخواهد شد. ایران بدون مردمش معنایی ندارد و دفاع واقعی، پاسداری از مردم و حقوق آنان در کنار حفظ تمامیت ارضی است.



نظرات (0)
در حال بارگذاری نظرات...