هشدار «جمهوری اسلامی» درباره شعلهورشدن تفرقه؛ درخواست برای برخورد قاطع با عناصر خودسر
روزنامه «جمهوری اسلامی» در سرمقالهای با محوریت «حفظ انسجام ملی» هشدار داده است که در روزهای اخیر، نشانههای تشدید دوقطبیسازی و افزایش رفتارهای تفرقهبرانگیز دیده میشود و برخی عناصر خودسر، آگاهانه یا ناآگاهانه، به این روند دامن میزنند.

به گزارش رسا نشر و به نقل از عصر ایران، این روزنامه با مرور مجموعهای از اقدامات و جنگهایی که بهگفته نویسنده سرمقاله با هدف تضعیف و به شکستکشاندن نظام برآمده از انقلاب ۱۳۵۷ طراحی شده بودند، تأکید کرده است: «دشمن اکنون به شکستن وحدت کلمه و ایجاد تفرقه میان مردم فکر میکند و متأسفانه عناصری در داخل ـ آگاهانه یا ناآگاهانه ـ به او برای تحقق آنچه میخواهد کمک میکنند.»
این روزنامه در ادامه افزوده است: «در روزهای اخیر آتش تفرقه شعلهورتر شده و عناصر خودسر در حال دامنزدن به آن هستند. عقلای قوم درصدد چاره برآیند و با تفرقهافکنان برخورد قاطعانه کنند تا دشمن در این توطئه خطرناک نیز ناکام شود.»
در ادامه، متن بازنویسیشده و کاملِ محتوای تحلیلی این سرمقاله را میخوانید.
با تفرقهافکنان برخورد کنید
در سالهای نخست پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بهروایت این سرمقاله، دشمنان داخلی و خارجی بر این ادعا پافشاری میکردند که با تحریک شورشهای قومی در چند نقطه کشور، میتوان بساط انقلاب را برچید و شرایط را به وضعیت پیش از انقلاب بازگرداند؛ اما شورشها سرکوب شدند و انقلاب پابرجا ماند.
سرمقاله در ادامه، آغاز جنگ ایران و عراق در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ را به برنامهریزی آمریکا نسبت میدهد و مینویسد صدام و حزب بعث عراق جنگ تحمیلی اول را با هدف ساقطکردن انقلاب و نظام جمهوری اسلامی شروع کردند؛ جنگ پس از ۸ سال پایان یافت، نظام باقی ماند و صدام در نهایت اعدام شد و حزب بعث عراق نیز منحل شد.
در بخش دیگری از این یادداشت، به واقعه هفتم تیر ۱۳۶۰ اشاره شده است؛ زمانی که بهنوشته سرمقاله، منافقین با انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی، آیتالله بهشتی و جمعی از وزرا، نمایندگان مجلس و دیگر مسئولان و فعالان سیاسی را به شهادت رساندند و مدعی بودند که با این ضربه «کار نظام تمام است»؛ اما بهگفته نویسنده، نظام جمهوری اسلامی ماند و حتی قدرتمندتر از گذشته به حیات خود ادامه داد.
این سرمقاله سپس به موضوع رحلت امام خمینی (ره) میپردازد و مینویسد دشمنان خارجی و اذناب آنان در داخل، بارها القا میکردند که با درگذشت امام، عمر نظام نیز پایان مییابد؛ اما با رحلت ایشان در ۱۴ خرداد ۱۳۶۸، نظام جمهوری اسلامی همچنان پابرجا ماند.
در ادامه، سرمقاله از «جنگ ۱۲روزه خرداد و تیر ۱۴۰۴» نام میبرد و مدعی است هدف آمریکا و رژیم صهیونیستی براندازی نظام جمهوری اسلامی بوده، اما این هدف محقق نشده است. نویسنده سپس میافزاید برنامه یادشده با «شورش ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴» دنبال شد و سلطنتطلبها به آنها اطمینان داده بودند که با این شورش، کار نظام یکسره خواهد شد؛ اما بهگفته سرمقاله، چنین نشد.
این یادداشت همچنین به «جنگ تحمیلی سوم» اشاره میکند و مینویسد این جنگ در ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد و آمریکا و رژیم صهیونیستی در نخستین گام، رهبر و فرماندهان ارشد نظامی را به شهادت رساندند و مراکز نظامی، بسیج، انتظامی و حتی مراکز درمانی را بمباران و موشکباران کردند.
بهنوشته سرمقاله، برنامه این بوده است که ایران ظرف سه روز «تسخیر» و نظام جمهوری اسلامی «تغییر» داده شود؛ اما این هدف نیز محقق نشده و ایران «با سرافرازی» مانده است. نویسنده، در ادامه ادعا میکند پرچم نظام جمهوری اسلامی در سراسر جهان، حتی در میدانهای ورزشی آمریکا، به اهتزاز درآمد. در این روایت، از «قتلعام دانشآموزان و معلمان» در میناب و لامرد و چند شهر دیگر نیز نام برده شده و آمده است که پلها، تأسیسات آب و برق و زیرساختها هدف قرار گرفتند و مردم ایران به «عقبراندن به عصر حجر» تهدید شدند؛ اما در نهایت، رئیسجمهور آمریکا ناچار شد سخن خود را درباره تغییر نظام پس بگیرد.
سرمقاله سپس بر این نکته مکث میکند که دشمنان و مخالفان نظام تصور میکردند با «شهادت رهبری» همهچیز پایان مییابد؛ اما بهگفته نویسنده، نهتنها چنین نشد، بلکه «به برکت خون شهدای جنگ رمضان» و با وجود قرارگرفتن کشور بهمدت «۴۰ شبانهروز» زیر شدیدترین موشکبارانها و بمبارانها، «ایران جدیدی» متولد شد که مورد احترام جهانیان است و نظام جمهوری اسلامی با اقتدار بیشتر به حیات خود ادامه میدهد.
در جمعبندی این بخش، نویسنده سرمقاله تأکید میکند ناکامی مستمر دشمنان و استحکام ایران و نظام جمهوری اسلامی، در کنار قدرت دفاعی و پایمردی نیروهای مسلح، بیش از هر چیز بر «وحدت کلمه مردم» و «انسجام ملت» استوار بوده است. بهگفته او، آمریکا و رژیم صهیونیستی در هر سه رخداد یادشده، حساب ویژهای روی «پیادهنظام داخلی» باز کرده بودند و صراحتاً گفته بودند که «کار اصلی» یعنی تسخیر شهرها را آنان انجام خواهند داد.
در ادامه، سرمقاله از «خطای بزرگ محاسباتی» ترامپ، نتانیاهو و مشاورانشان سخن میگوید و میافزاید آنان به «یک اقلیت ناچیز وطنفروش» دل بستند و از اکثریت مردم ایران غفلت کردند؛ مردمی که بهزعم نویسنده برای حفاظت از کشور تا پای جان میایستند و هرگز بهدلیل مشکلات داخلی، اجازه دخالت بیگانگان را نمیدهند.
بهاعتقاد نویسنده، رخدادهای سهگانه سال ۱۴۰۴ به سران آمریکا و رژیم صهیونیستی فهماند که در ایران با «تمام ملت» طرف هستند؛ ملتی که با وحدت کلمه و انسجام، دشمن را در زمینههای مختلف ناکام و ایران را به سنگری «تسخیرناپذیر» تبدیل میکند. سرمقاله میافزاید درک این واقعیت، برای دشمن به اهرمی برای یافتن مسیر تازه تبدیل شده است؛ مسیری که بهزعم نویسنده میتواند آنان را به هدف شومشان نزدیک کند.
در بخش پایانی، محور هشدار سرمقاله برجسته میشود: «دشمن اکنون به شکستن وحدت کلمه و ایجاد تفرقه میان مردم فکر میکند» و در این میان، «عناصری در داخل ـ آگاهانه یا ناآگاهانه ـ کمک میکنند». سرمقاله با اشاره به «شعلهورترشدن آتش تفرقه» در روزهای اخیر، خواستار آن میشود که «عقلای قوم» برای چارهاندیشی پیشقدم شوند و با «تفرقهافکنان» برخوردی قاطع صورت گیرد تا دشمن در این «توطئه خطرناک» نیز ناکام بماند.



نظرات (0)
در حال بارگذاری نظرات...