پلیس خوب، پلیس بد/نگاهی به عملکرد پلیس در ماجرای دختران خیابان انقلاب

  صرفنظر از برحق بودن یا باطل بودن حرکت اعتراضی دختران خیابان انقلاب که در یک جامعه به بلوغ رسیده امری عادی است و اتفاقاً نشان می دهد که جامعه تک صدا نیست و می تواند حق اعتراض مسالمت آمیز داشته باشد، می خواهم رفتار ماموران برخورد کننده با این شیوه اعتراض را که حالا […]

 

صرفنظر از برحق بودن یا باطل بودن حرکت اعتراضی دختران خیابان انقلاب که در یک جامعه به بلوغ رسیده امری عادی است و اتفاقاً نشان می دهد که جامعه تک صدا نیست و می تواند حق اعتراض مسالمت آمیز داشته باشد، می خواهم رفتار ماموران برخورد کننده با این شیوه اعتراض را که حالا به گوش جهانیان هم رسیده است مورد بررسی قرار دهم. اما قبل از آن با دو مساله طرفیم . یک دخترانی که بر خلاف قانون کشورشان که حجاب اجباری را مطرح می کند و اعتراض آنان که حجاب باید اختیاری باشد ولو اینکه در کشورهای دیگر مسلمان همسایه حجاب اختیارست و دست کم پیروان ادیان دیگر و افراد غیر مقیم(خارجی ها) اجباری برای پوشش اسلامی ندارند و دوم مسئولین و مأمورانی که به برخورد و سرکوب این اعتراض روی آورده اند که عده ای با زیان تند این دختران را فسادف فریب خورده و از ماهواره الهام گرفته می نامند. و مآمورینی که بدور از شأن دینی دست به نامحرم زده آنها را به پایین کشیده و مانند چیزی که شب گذشته اتفاق افتاد، ناجوانمردانه دختران را پرت می کنند بدون آنکه متوجه دوربین های روشن باشند و سوای از این نگرانی از بابت آسیب دیدن این دختر خانم به دل راه دهند.

 

 

 

 

قانون درباره حجاب چنین می گوید :

به موجب ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی، «هر کس عملاً در انظار، اماکن عمومی و معابر تظاهر به عمل حرامی کند علاوه بر کیفر عمل به حبس از ۱۰ روز تا دو ماه یا ۷۴ ضربه شلاق جریمه می‌شود و اگر مرتکب عملی شود که نفس آن عمل دارای کیفر نباشد ولی عفت عمومی را جریحه‌دار کند فقط به حبس از ۱۰ روز تا دو ماه یا ۷۴ ضربه شلاق محکوم می‌شود.» و در تبصره آمده‌است: «زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند به حبس از ۱۰ روز تا دوماه یا از ۵۰ هزار تا پانصد هزار ریال جزای نقدی محکوم خواهند شد.»*

تکلیف درست و نا درست بودن اعتراض دختر خانم ها در باره حجاب مشخص است.اما مسلماً مامور نیروی انتظامی مسبب هیاهوی دیشب به قهرمان ماجرا مبدل نشده است . چرا که علاوه بر حرکت ناشایست خود ، رفتار زننده ای با سایر افراد حاضر در صحنه هم داشته است. و ما در این جریان منتظر برخورد شدید از طرف مسئولین محترم نیروی انتظامی و توبیخ مامور خاطی هستیم.و این سوال پیش می آید که شما که می دانید در این محل موضوع مورد برخورد خانم ها هستند چرا با وجود گذشت دو ماه از این وقایع از مامورین خانم استفاده نمی کنید؟؟ مگر ناجا مآمور خانم ندارد؟؟ ماموری که باید با سعه صدر و احترام با مردم عادی و حتی یک متهم و مجرم برخورد کند. و این از اساس عدالت اسلامی و انسانی است. اگر مامور نیروی انتظامی که قرار است برقرار کننده امنیت در جامعه باشد توان کنترل خود و زبانش را نداشته باشد دیگر چه نظمی و چه امنیتی برقرار خواهد شد؟؟ اخیراً در فیلم کوتاهی در یکی از شهرهای ایران رفتار زشت مامور راهور با خانمی که کودک خردسالش از ترس به گریه افتاده بود را دیدیم. این همه هیاهوی ایجاد شده برای چه بود؟؟ ورود ممنوع؟ تخلف خودرو ؟ نداشتن گواهینامه ؟؟ چه چیزی؟؟ تا یاد دارم از کودکی به کودکان می گفتند اگر در خیابان به مشکلی برخورد کردید فقط به پلیس مراجعه کنید و مدام شعرهای پلیس مهربان را در مهدها به کودکان یاد می دادند. من که بعید می دانم کودک گریان در ماشین در صورت بروز مشکلی دیگر به پلیس اعتماد کند و از او استمداد بخواهد !!

به جهت انجام خدمت دوران سربازی ۲ سال از عمرم را درون کلانتری و همراه با مامورین نیروی انتظامی گذارنده ام و خوب از دورن این سازمان مطلعم. رفتار مامورین ناجا طی این روزها مرا به یاد خاطره ای انداخت که بد نیست همه از آن مطلع شوند: سال ۱۳۸۳ در یکی از کلانتری های تهران مشغول به خدمت سربازی بودم. در یکی از روزها دختر و پسری توسط ماموران به جرم مصاحبت در پارک دستگیر شده بودند و در دایره قضایی پرونده ای در حال شکلگیری بود. بیرون از کلانتری یک پسر هم سن و سال آنها نیز که انگار از دوستان آنها بود نگران و مضطرب سمت من آمد و پیگیر جریان شد. با توضیحاتی که دادم تشکر کرد و رفت. اما انگار نیم ساعت بعد از غفلت دژبان ورودی توانسته بود وارد محیط کلانتری شود و وارد سالن اصلی. این ورود همزمان با خروج ریاست کلانتری شده بود. پسر جوان تا رئیس را دید به سمتش رفت و با خواهش از او خواست که لا اقل دختر خانم را آزاد کند. رئیس که در جریان نبود گفت موضوع چیست و پسر گفت این دو را با هم گرفته اند و دوباره با اضطراب و عصبانیتی که در حال افزایش بود خواست که دختر آزاد شود. جناب سرهنگ این موضوع را به تشکیل پرونده و دستور قاضی منوط کرد. در این حال که توضیح می داد ، پسر جوان از خود بی خود شد و با فریاد به سمت رئیس کلانتری حمله کرد و یک سیلی به صورت فرمانده کلانتری زد. در این حین همه عوامل کلانتری به سمت پسر حمله کردند تا با او جهت حمله به رئیس کلانتری و یک فرد که از نظر سنی بزرگتر همه هم بود برخورد کنند و اتفاقا چند ضربه ای از طرف برخی به وی وارد شد. اما رئیس با صدای بلند فریاد زد کاری با او نداشته باشید. به سمتش رفت و آرامش کرد. با اینکه صورت رئیس کلانتری جلوی آن همه نیرو و مردم عادی سرخ شده بود عصبانیت خود را فروکش کرد و با سعه صدر موضوع را بررسی کرد. تنها کاری که با پسر جوان کردند این بود که به دلیل فرار از پادگان وی را تحویل دژبانی یگان مربوطه دادند. از این موضوع شاید ۱۳ سال می گذرد. اما رفتار یک نظامی پرقدرت و با هیبت در مقابل رفتار گاه زشت ماموران دیگر همان کلانتری هنوز هم برایم جای سوال دارد. یعنی جناب سرهنگ نمی توانست مقابله به مثل کند و بقول مرسوم پدرش را درآورد؟؟ یعنی نمی توانست از آن برخوردهای معروف شهربانی چی ها که با متهم ها و سارقین می کردند را با این جوان بکند؟؟ می توانست ولی نکرد…. در این روزها هم بگفته عوامل پلیس می توانستند با آرپی جی عوامل آشوب گلستان هفتم را بزنند و نزدند. ناجا ۳ شهید داد و اندوه بزرگی برای خانواده این سه شهید ، خانواده پلیس و جامعه به وجود آورد. بنظرم این مامورین خیابان انقلاب هم می توانستند نکنند و کردند. و این دقیقا تفاوت میان پلیس خوب و پلیس بد است.

در پایان، همه با بخوبی می دانیم که امنیت و آرامش امروز ما ثمره تلاش شبانه روزی پلیس و عوامل انتظامی و امنیتی است و نیز قدردان تلاش این عزیزان هستیم. اما بی شک رفتار بد مامورین با یک معترض بازتاب بدتری از جامعه ایرانی نشان خواهد داد تا به چوب زدن یک روسری و بی حجابی!  مسلما این ماجراها حتی بواسطه تلاش های بی ثمره و کور امثال مسیح علی نژاد و شبکه من و تو بزودی فراموش می شود و حتی نیازی نیست همه کافوهای مخابرات و برق را شیبدار کنیم! اما تصاویر پرت کردن و پایین کشیدن یک دختر توسط پلیس تا سالهای متمادی در دیدگان دنیا و مردم این سرزمین خواهد ماند!

پاینده و سربلند باشید.

مهدی سوری

۴ اسفند ۱۳۹۶

 


* ویکی پدیا

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

5 + چهارده =