پخش جهانی یا نبرد “سینمای ایران” با بت من و اسپایدرمن!

امروزه انسان محصور در هجوم انواع مطالب دیداری و شنیداری است و همه دوست دارند برای فراغت از این هجوم بیرحمانه به سالنی تاریک رفته و یک قصه را با انسان‌های همنوع خود تجربه کند. سالهاست در میان مباحث سینمایی ایران، حرف از «حضور سینمای ایران در عرصه جهانی» بسیار شنیده می شود، ولی طرح […]

امروزه انسان محصور در هجوم انواع مطالب دیداری و شنیداری است و همه دوست دارند برای فراغت از این هجوم بیرحمانه به سالنی تاریک رفته و یک قصه را با انسان‌های همنوع خود تجربه کند.

سالهاست در میان مباحث سینمایی ایران، حرف از «حضور سینمای ایران در عرصه جهانی» بسیار شنیده می شود، ولی طرح این موضوع تا چه اندازه عملیاتی و واقعی است؟ این موضوع منوط به موارد زیر است. (با اولویت بندی معکوس)

۵- توانایی تولید
امروزه عمدتا فیلمهایی که در سطح جهانی به فروش‌های بالا دست می یابند فیلم‌های هستند که انها را بلاک باستر Block Buster می خوانند، فیلمهایی که معمولا با استفاده از جلوه های ویژه و دکورهای عظیم و پر آب و رنگ ساخته می شوند و بسیار پر خرج هستند، مانند اسپایدرمن، بت من ویا مجموعه فیلمهای جنگ ستارگان. ما توانایی و سرمایه چنین تولیداتی را نداریم. تنها یک تجربه محمد(ص) مجید مجیدی را داشته ایم که در عرصه جهانی تقریبا می توان گفت هیچ اتفاقی برای آن نیافتاده است.فارغ از ارزشگذاری این فیلم، منظورازاتفاق اینست که همزمان در دو، سه هزارسالن سینمای جهان اکران شود.

۴- بازیگران بین المللی
غیر از دو، سه بازیگر که به مدد فیلمهای معروف و جهانی ما در جشنواره ها و محافل سینمایی دنیا به شکلی شناخته شده اند(مانند پیمان معادی و همایون ارشادی) کس شاخصی نداریم که مخاطب جهانی برای دیدن فیلم آخرش به سینما برود، مثلا خاویر باردم و پنه لپه کروزاسپانیایی، ژولیت بینوش فرانسوی، نیکول کیدمن استرالیایی یا حتی شاهرخ خان هند، در نزد مخاطب جهانی شناخته شده اند.

 

 

۳- پخش جهانی
ساز و کاراکران جهانی بسیار وسیع و پیچیده است، یک فیلم که درهزاران سینما همزمان بر روی پرده می رود و تمام دنیا مخاطب ان می شوند، نیازمند وجود شبکه‌های تبلیغاتی و نمایشی گسترده است که می توان گفت در این زمینه سینمای ما هیچ تجربه ای ندارد.

۲-استراتژی هدفمند
نه مدیران سینمایی و نه فیلمسازان ما هیچگاه به فراتر از داخل کشور خودمان نگاه جدی نداشته اند، هرگز به شکلی جدی و پژوهشی به بازار موجود برای فیلمهای سینما ایران فکر نکرده اند و هر آنچه بوده فقط معدود فیلمسازانی شاخص هستند(از مرحوم عباس کیارستمی تا اصغر فرهادی) که بدلیل نبوغ و ممارست فردی خودشان توانسته اند در سینمای جهان اسم و رسمی پیدا کنند ومتاسفانه همواره به این متهم شده اند که کارهایشان جشنواره پسند، سیاه نما و… هستند.

۱- سینمای دولتی
بدلایل عدیده سینمای ما دولتی است، حتی فیلمهایی که کاملا با سرمایه بخش خصوصی هم تولید می شوند در تمامی مراحل از تولید تا پخش و اکران – به شکل مستقیم و غیر مستقیم – زیر سایه این نقش دولتی قرار دارند، این دخالت ها باعث می شود برنامه ریزی و مدیریت مدّون برای دستیابی به حداکثر منافع وجود نداشته باشد، و هر چند سال یکبار تمام اهداف و برنامه ها تغییر کند، مثلا در یک فاصله زمانی سینمای ما بعنوان ویترین کشورما شناخته شود و مدتی بعد با عوض شدن ریل گذاریها به سینما نگاهی پراز شک و تردید داشته باشند.

 

 

با نگاهی واقع بینانه واضح است که بنا بر قابلیت های موجود در سینمای ایران از این منظر، ما امکان ورود به عرصه جهانی نداریم، ولی آیا باید این موضوع را رها کرد و به فراموشی سپرد؟ خیر،خیر،خیر

درست است که در عرصه رقابت با بت من و اسپایدرمن و … بازنده خواهیم بود ولی ما نباید اصلا به چنین مبارزه ای وارد شویم، ما باید توجه‌ها را بر نقاط قوتمان سوق دهیم، فیلمنامه‌های جذاب که دغدغه انسان معاصر را در تمام جهان دربر گیرد همواره مخاطب دارد( فیلم‌های اصغر فرهادی)، پتانسیل بالا هنرمندان ما در زمینه‌های مختلف فنی و هنری مانند فیلمبرداری، صدا، گریم،طراحی هنری و … برای تمام دنیا ثابت شده است، تنوع جغرافیایی و قومیتی کشور ایران از مغفول مانده‌های سینمای ماست که به کمک آن می توان بسیاری از سالن‌های دنیا را در اختیار گرفت، و از همه مهمتر عظم جدی همه ارکان‌های مرتبط با سینماست که بخواهند ما از بازار بزرگ موجود استفاده ببریم، نمونه ساده اش کشور کره جنوبی و اخیراً چین است که در سینمای جهان برای خود جایگاهی درست کرده اند.

به دلیل فناوری ارتباطات امروزه انسانِ تنها، محصور در هجوم انواع مطالب دیداری و شنیداری است و همه دوست دارند برای فراغت از این هجوم بیرحمانه به سالنی تاریک رفته و یک قصه را با انسانهای همنوع خود تجربه کند، به همین دلیل فراموش نکنیم که مخاطب همیشه هست فقط ما باید تولید کنیم و راه درست را برویم.

منبع: عصر ایران؛ کاوه معین‌فر

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

2 × پنج =