گزاف نیست اگرگفته شود جواد ظریف چندان هم به انتظار هفتم اکتبر ننشسته و اگر هم پی‌گیر باشد ترجیح می دهد جایزه صلح نوبل اشتراکا به او و وزیر خارجه ایالات متحده تعلق نگیرد.
عصر ایران؛ مهرداد خدیر- زمان چندانی تا اعلام برنده جایزه صلح نوبل ۲۰۱۶ نمانده است. اعلام کاندیدا بودن رییسان دو تیم مذاکرات هسته‌ای ایران و آمریکا بر جذابیت‌های خبری صلح نوبل برای ایرانیان افزوده است هر چند نباید فراموش کرد که محمد جواد ظریف به اتفاق جان کری در میان ۳۷۶ شخصیت و نهادی قرار دارند که فهرست بلند بالای نامزدها را تشکیل می‌دهند و صرف کاندیداتوری آن هم در این تعداد کفایت نمی‌کند.

نکته جالب در این میان این است که مهم ترین رقبای این دو عملا حذف شدند.

زیرا رییس جمهوری کلمبیا و رهبر نیروهای انقلابی و به تعبیر خودشان شورشی نیز به خاطر صلح پس از ۵۰ سال بخت اول به حساب می‌آمدند اما نتیجه همه‌پُرسی در این کشور این احتمال را منتفی ساخته جایزه صلح نوبل؛ دردسری که ظریف آرزوی آن را ندارد! و عملا مهم ترین کاندیداها را کنار زده است.

تا پیش از این رفراندوم خوان مانتوز رییس جمهوری کلمبیا و تیمولئون خیمز رهبر مخالفان (فارک) بالاترین بخت را داشتند و حالا با کنار رفتن این دو احتمال انتخاب نامزدهای دیگر افزایش یافته است.

بیش از همه خانم سوتلانا گانوشکینا، فعال حقوق بشر و امدادگر پناهجویان که امسال جایزه صلح نوبل آلترناتیو را نیز دریافت کرده است.

پس از او نام گروه امدادی “کلاه‌سفیدها” – نیروهای امداد‌گر در مناطق تحت کنترل مخالفان در سوریه که غیر نظامیان را در حملات نظامی یاری می رسانند – و ادوارد اسنودن، افشاگر معروف جاسوسی‌های گسترده آژانس امنیت ملی آمریکا نیز شنیده می شود.

هر چند برخی بر روی خانم مرکل صدر اعظم آلمان یا پاپ فرانسیس رهبر کاتولیک های جهان شرط بسته اند اما به این نام ها می توان‌ امدادگران در جزایر یونان در دریای اژه ، دکتر دنیس موکوگه (‌پزشکی که در کنگو زنان قربانی تجاوز جنسی را جراحی می‌کند) ونادیا مراد از ایزدی‌های عراق را نیزافزود.

واقعیت این است که بر خلاف تصور شانس ظریف – کری خیلی بالا نیست. با این حال تصور کنیم جایزه جهانی صلح نوبل ۲۰۱۶ به محمد جواد ظریف و جان کری اختصاص یابد. در این صورت چه اتفاقی رخ می دهد؟

آیا وزیر خارجه ایران شرکت خواهد کرد؟

اگر شرکت کند با گفتمان رسمی در نفی جایزه صلح نوبل در گذشته و خصوصا زمانی که در سال ۱۳۸۲ خورشیدی به خانم شیرین عبادی اختصاص یافت تعارض دارد. در ایران همواره به جایزه صلح نوبل با دیده تردید نگریسته و اعطای جایزه  به خاطر قرارداد کمپ دیوید گواه آورده می شود.

اگر شرکت نکند یا باید بهانه ای بیاورد و مانند مسابقات بین المللی با اسراییلی ‌ها  رفتار شود یا به صراحت و به خاطر مسوولیت دستگاه دیپلماسی علیه این جایزه موضع بگیرد و آن را تقبیح یا تحریم کند  و در این صورت هر چند به صورت رسمی ستایش می شود ولی ممکن است در جامعه با واکنش های منفی رو به رو شود.

مهم‌ترین جنبه خبری اعطای احتمالی جایزه صلح نوبل به ظریف و کری را می‌توان در این دانست که دو کشور هنوز در حالت تخاصم و قطع رابطه به سر می برند و مانند مصر و اسراییل صلح نکرده اند.

وجه دیگر این است که در این صورت هر چند اولین ایرانی نیست که جایزه  صلح نوبل می گیرد اما اولین مقام ایرانی خواهد بود که به دریافت آن نایل می آید.

با توجه به ارزش مادی (۸۳۲ هزاریورو که در این فقره اگر به نصف کاهش یابد ۴۱۶ هزار یورو می شود هر چند الزاما نصف نمی شود) و نیز ارزش معنوی شاید عجیب باشد اما واقعیت دارد که جایزه صلح نوبل برای ظریف دردسر خواهد شد و چه بسا این روزها آرزو کند این اتفاق نیفتد و به او تعلق نگیرد!

ضمن این که اگر اتفاق بیفتد جایزه به شخصیت حقوقی وزیر خارجه در مقام رییس تیم مذاکرات هسته ای تعلق می گیرد نه به شخصیت حقیقی او تا ارزش مادی به شخص او اختصاص یابد.

سال گذشته این جایزه به «‌گروه چهارگانه برای دیالوگ» تونس تعلق گرفت که از سال ۲۰۱۱ و پس از سقوط  زین العابدین بن علی نقش موثری برای هدایت تونس به سوی روندهای دموکراتیک ایفا کرد.

با این وصف گزاف نیست اگر گفته شود جواد ظریف چندان هم به انتظار هفتم اکتبر ننشسته و اگر هم پی‌گیر باشد ترجیح می دهد جایزه صلح نوبل اشتراکا به او وزیر خارجه ایالات متحده تعلق نَگیرد.

چون به قدر کافی و به خاطر برجام و سفر وزیر اقتصاد آلمان و موارد دیگر «سمن» یا « صنم» دارد که به فکر این «یاسمن» نباشد!